لطفا این بار سخنرانی نکنید

منبع:روزنامه جوان 

رفتار، کردار و گفتار نوجوانان همیشه منطقى و مسوولانه نیست گاه شلختگى و رفتار به دور از مسوولیت آنها والدین را عصبانى کرده و تا مرز مشاجره و جر و بحث با نوجوان پیش مى برد اما خشم و عصبانیت چاره کار نیست. امروزه چه بخواهیم و چه نخواهیم بین روشى که ما براى آموزش انضباط به نوجوانان به کار مى بریم و روشى که اجدادمان به کار مى بردند اختلاف غیرقابل انکارى وجود دارد. پیش از این هر آنچه پدربزرگ یا مادربزرگ انجام مى داد در بیشتر موارد با قدرت و تسلط همراه بود در عوض هر آنچه والدین امروزى انجام مى دهند همراه با تردید است و لزوما آموزش مهارت ها، روش هاى ویژه مخاطب را جلب مى کند. لطفا هشت راهکار در پى آمده را با دقت بخوانید!
۱- فکر کمک به آنها را از سرتان بیرون کنید: شاید به مخمصه افتادن نوجوانان دشوار است اما شاید بدتر از آن کمک به نوجوانانى است که نمى توانند مسوولیت اعمال خود را به عهده بگیرند و به اصطلاح گلیم خود را از آب بیرون بکشند و همیشه منتظرند تا پدر و مادر به یارى آنها بشتابند. این کار هنگامى که آنها خردسال ترند و پیامد کارهایشان جدیت کمترى دارد بسیار آسان تر است.
۲- بگذارید نوجوانتان تصمیم بگیرد: این گفته که نقش پدر و مادر به تدریج براى بچه ها کمرنگ مى شود تا حدى درست است. هنگامى که نوجوان بالغ مى شود، شما و همسرتان نقش خود را از پدر و مادر و یا مشاور به یک دوست تغییر مى دهید. انجام این کار به صورت تدریجى بسیار آسان تر است. به بچه ها در سنین پایین تر فرصت تصمیم گیرى بدهید از آن شمار انتخاب لباس و غذا و…
۳- تجربه سخت به دست مى آید: اجازه دهید نوجوانتان نتایج اعمالش را ببیند و از این طریق تجربه کسب کند، این کار را در مواقعى که امکان خطر کمتر است انجام دهید. شاید برایتان کاملا روشن باشد که نوجوانتان نمى تواند یک انشا را طى ۲ ساعت در عصر جمعه تمام کند اما غر زدن به او در تمام هفته براى انجام به موقع این کار، فقط شما را بداخلاق جلوه مى دهد. اصلا چرا نمى گذارید خودش تجربه کند که تمام شب بیدار ماندن براى انجام وظایف چقدر رنج آور است.
۴- سخنرانى را تعطیل کنید: نوجوانان به حواس پرتى و نشنیدن حرف ها ( به ویژه غر زدن) پدر و مادر خود معروف اند. گاه فقط بیان یک عبارت دو حرفى مانند سطل آشغال راس ساعت ۹ شب موثرتر از ده دقیقه سخنرانى در باب اهمیت مسوولیت پذیرى و مشارکت یا تکرار کارهاى روزمره اى که وقتى شما به سن او بودید و انجام مى دادید است، بنابراین بهتر است به تاثیر اولین واژه بیندیشید.
۵- فرصتى براى اطمینان دوباره: میل به قابل اطمینان بودن در شمار طبیعت انسان است پس به نوجوانتان عملا نشان دهید که به آنها اطمینان دارید و این کار را با دادن فرصت هایى به آنها براى اثبات این فرضیه قابل قبول، انجام دهید. چنان چه نوجوانتان پیش از این نشان داده که قابل اطمینان نیست، این شانس را دوباره و با کارهاى کم اهمیت تر و سپس کارهاى مهم تر به او بدهید.
۶- قیافه جدى به خود نگیرید و کمى شوخ طبع باشید: اگر نوجوانتان فکر مى کند که شما خسیس ترین پدر و مادر دنیا هستید، ناراحت نشوید، مى گویند همیشه شاگرد اول ها در مدرسه خسیس از آب درمى آیند. مثال هاى دیگرى هم وجود دارند که از تاثیر این عبارت ناخوشایند مى کاهند گرچه شنیدن این عبارت که شما خسیس هستید به هیچ روى یک توهین نیست.
۷- به نوجوانتان همواره مسوولیت بدهید: مدیریت یک خانه در گرو کوشش گروهى خانواده است و فرقى ندارد که پدر و مادر تمام وقت در خانه باشند یا نباشند. با سپردن کارهاى مهمى که نقش زیادى به ویژه در رفاه و آرامش خانواده دارد این احساس را به نوجوان بدهید که او بازیکن مهمى در این تیم است.
۸- از کاه کوه نسازیم: سال هاى نوجوانى، دوران احساساتى عمل کردن است. جامعه شناسان و جرم شناسان مى گویند بزه و جرم و جنایت ناشى از احساس ضعف و ناکامى، تحت کنترل بودن و احساس مغبون شدن است و آنگاه چاقو و سنگ و یا مواد مخدر، جانشین احساس محترم بودن مى شوند. به خاطر داشته باشیم نوجوانى که مورد احترام قرار مى گیرد نیازى به سلاح براى قدرتمند شدن و یا سیگار براى کسب احساس بزرگى و قدرت ندارد بنابراین از هر مساله کوچکى مشکلى جدى نسازیم، مسایل واقعا مهم تر را از دیگر مسایل جدا کنید و نگران مسایل کم اهمیت نباشید.

 

رفتار، کردار و گفتار نوجوانان همیشه منطقى و مسوولانه نیست گاه شلختگى و رفتار به دور از مسوولیت آنها والدین را عصبانى کرده و تا مرز مشاجره و جر و بحث با نوجوان پیش مى برد اما خشم و عصبانیت چاره کار نیست. امروزه چه بخواهیم و چه نخواهیم بین روشى که ما براى آموزش انضباط به نوجوانان به کار مى بریم و روشى که اجدادمان به کار مى بردند اختلاف غیرقابل انکارى وجود دارد. پیش از این هر آنچه پدربزرگ یا مادربزرگ انجام مى داد در بیشتر موارد با قدرت و تسلط همراه بود در عوض هر آنچه والدین امروزى انجام مى دهند همراه با تردید است و لزوما آموزش مهارت ها، روش هاى ویژه مخاطب را جلب مى کند. لطفا هشت راهکار در پى آمده را با دقت بخوانید!
۱- فکر کمک به آنها را از سرتان بیرون کنید: شاید به مخمصه افتادن نوجوانان دشوار است اما شاید بدتر از آن کمک به نوجوانانى است که نمى توانند مسوولیت اعمال خود را به عهده بگیرند و به اصطلاح گلیم خود را از آب بیرون بکشند و همیشه منتظرند تا پدر و مادر به یارى آنها بشتابند. این کار هنگامى که آنها خردسال ترند و پیامد کارهایشان جدیت کمترى دارد بسیار آسان تر است.
۲- بگذارید نوجوانتان تصمیم بگیرد: این گفته که نقش پدر و مادر به تدریج براى بچه ها کمرنگ مى شود تا حدى درست است. هنگامى که نوجوان بالغ مى شود، شما و همسرتان نقش خود را از پدر و مادر و یا مشاور به یک دوست تغییر مى دهید. انجام این کار به صورت تدریجى بسیار آسان تر است. به بچه ها در سنین پایین تر فرصت تصمیم گیرى بدهید از آن شمار انتخاب لباس و غذا و…
۳- تجربه سخت به دست مى آید: اجازه دهید نوجوانتان نتایج اعمالش را ببیند و از این طریق تجربه کسب کند، این کار را در مواقعى که امکان خطر کمتر است انجام دهید. شاید برایتان کاملا روشن باشد که نوجوانتان نمى تواند یک انشا را طى ۲ ساعت در عصر جمعه تمام کند اما غر زدن به او در تمام هفته براى انجام به موقع این کار، فقط شما را بداخلاق جلوه مى دهد. اصلا چرا نمى گذارید خودش تجربه کند که تمام شب بیدار ماندن براى انجام وظایف چقدر رنج آور است.
۴- سخنرانى را تعطیل کنید: نوجوانان به حواس پرتى و نشنیدن حرف ها ( به ویژه غر زدن) پدر و مادر خود معروف اند. گاه فقط بیان یک عبارت دو حرفى مانند سطل آشغال راس ساعت ۹ شب موثرتر از ده دقیقه سخنرانى در باب اهمیت مسوولیت پذیرى و مشارکت یا تکرار کارهاى روزمره اى که وقتى شما به سن او بودید و انجام مى دادید است، بنابراین بهتر است به تاثیر اولین واژه بیندیشید.
۵- فرصتى براى اطمینان دوباره: میل به قابل اطمینان بودن در شمار طبیعت انسان است پس به نوجوانتان عملا نشان دهید که به آنها اطمینان دارید و این کار را با دادن فرصت هایى به آنها براى اثبات این فرضیه قابل قبول، انجام دهید. چنان چه نوجوانتان پیش از این نشان داده که قابل اطمینان نیست، این شانس را دوباره و با کارهاى کم اهمیت تر و سپس کارهاى مهم تر به او بدهید.
۶- قیافه جدى به خود نگیرید و کمى شوخ طبع باشید: اگر نوجوانتان فکر مى کند که شما خسیس ترین پدر و مادر دنیا هستید، ناراحت نشوید، مى گویند همیشه شاگرد اول ها در مدرسه خسیس از آب درمى آیند. مثال هاى دیگرى هم وجود دارند که از تاثیر این عبارت ناخوشایند مى کاهند گرچه شنیدن این عبارت که شما خسیس هستید به هیچ روى یک توهین نیست.
۷- به نوجوانتان همواره مسوولیت بدهید: مدیریت یک خانه در گرو کوشش گروهى خانواده است و فرقى ندارد که پدر و مادر تمام وقت در خانه باشند یا نباشند. با سپردن کارهاى مهمى که نقش زیادى به ویژه در رفاه و آرامش خانواده دارد این احساس را به نوجوان بدهید که او بازیکن مهمى در این تیم است.
۸- از کاه کوه نسازیم: سال هاى نوجوانى، دوران احساساتى عمل کردن است. جامعه شناسان و جرم شناسان مى گویند بزه و جرم و جنایت ناشى از احساس ضعف و ناکامى، تحت کنترل بودن و احساس مغبون شدن است و آنگاه چاقو و سنگ و یا مواد مخدر، جانشین احساس محترم بودن مى شوند. به خاطر داشته باشیم نوجوانى که مورد احترام قرار مى گیرد نیازى به سلاح براى قدرتمند شدن و یا سیگار براى کسب احساس بزرگى و قدرت ندارد بنابراین از هر مساله کوچکى مشکلى جدى نسازیم، مسایل واقعا مهم تر را از دیگر مسایل جدا کنید و نگران مسایل کم اهمیت نباشید.

 

/ 0 نظر / 5 بازدید